امیر مهدیامیر مهدی، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره

عشق مامان بابا

نوزادان دانشمند

1390/3/11 12:41
نویسنده : romina
195 بازدید
اشتراک گذاری

كودكان بسيار پيش از آنكه راه رفتن و سخن گفتن را بياموزند، مي توانند به طور منطقي فكر كنند! آنها به مثابه پژوهشگراني كوچك جهان خويش را كشف مي كنند. ولي بسياري از آنان خيلي زود كنجكاوي خويش را از دست مي دهند زيرا حس كشف در آنها به اندازه كافي تقويت نمي شود.

دانشمندان دريافته اند كه انسان از هفت ماهگي درباره علت و معلول مي انديشد. هر روز در سراسر جهان دانشمندان زيادي لحظه به لحظه بر روي كوچكترين حركات و نگاه نوزادان تحقيق و تأمل مي كنند و فعاليت مغزي آنها را مي سنجند. روان شناسان، زبان شناسان، پزشكان و كارشناسان مغز در جستجوي يكي از پيچيده ترين معماهاي بشري هستند: يك كودك چگونه رشد مي كند؟ چگونه به جهان ملحق مي شود؟ از چه زماني دست به طبقه بندي مي زند، و چه زماني در مي يابد كه مثلاً كفشدوزك همزمان يك حيوان، يك حشره و يك جاندار است؟ چه زماني پيچيدگي هاي زبان مادري را مي آموزد؟ چگونه استعدادهايي را كه از وي يك انسان هوشمند مي سازد، كسب مي كند؟

والدين و كساني كه مي خواهند پدر يا مادر شوند پرسش هاي مشابهي را مطرح مي كنند و خود را دچار مشكل مي سازند. آنها مي خواهند همه چيز را در رابطه با فرزندشان درست و به بهترين شكل انجام دهند. ولي موضوع اينجاست كه آنچه را كه درست است، معمولاً ديگران مي دانند! ماماها با بروشورهاي اطلاعاتي پيش از تولد اين سو و آن سو مي روند، دوستان آهنگ هاي مختلف براي خوشامد جنيني كه تازه شكل گرفته هديه مي كنند و صنعت غول آساي اسباب بازي هر چه ابتكار دارد به خرج مي دهد تا پدر و مادر بتوانند تمامي امكانات را در برابر اين تازه وارد بگسترانند! و سرانجام كتاب هايي كه پر از راهنمايي هاي ريز و درشت است.

اما يك چيز مسلم است: كودكان به انگيزه و بزرگسالاني كه از آنان مراقبت كنند نياز دارند. ولي دقيقاً چه چيزي و چه مقدار به آنها ياري مي رساند؟ چگونه والدين و مربيان مي توانند در رشد كوچولوهاي خود پشتيبان آنان باشند و در عين حال از آنها توقع زيادي نداشته باشند؟ پاسخ محققان در اين زمينه آدمي را به ياد شعار «ياري براي خودياري» مي اندازد. يك كودك در حال رشد بيش از هر چيز به دنبال موضوعاتي است كه بتواند او را بارور سازند تا مطابق سن خود شكوفا شود. بزرگسالان تنها بايد پشتيبان او در اين فراگرد يادگيري باشند.

تا پنجاه سال پيش گمان مي رفت كه يك نوزاد شيرخواره درست مانند يك روح بدون نقش و يك صفحه كاغذ نانوشته است. نه مي تواند پيرامون خود را تشخيص دهد و نه توانايي درك درد را دارد. كم نبود مواردي كه جراحان ، نوزادان را بدون بيهوشي عمل مي كردند! اما امروز در دهه پژوهش هاي مربوط به نوزادان به سر مي بريم و يك نقطه عطف كوپرنيكي را از سر مي گذرانيم: ايده هاي گذشته ما ديگر معتبر نيستند.

دانشمندان آلماني براي اين كه دقيقاً بدانند كودكان در چه دوره اي زبان را مي آموزند ز ژانويه 2001 تاكنون به طور مرتب حدود 200 كودك شيرخواره را مورد آزمايش قرار دادند. يكي از نخستين نتايج اين است كه نوزادان از همان زماني كه مانند كبوتر بغ بغو مي كنند و حروف نامشخص بر زبان مي آورند و جيغ مي زنند، خودشان را براي بيان نخستين كلمه آماده مي كنند و همه چيز نشانگر آن است كه نوزاد تلاش مي كند تا لحن زبان مادري را تقليد كند. به اين ترتيب نخستين گام هاي سرنوشت برداشته مي شود. نوزادان دختر چيني از همان ابتدا با به شيوه خاور دور بغ بغو مي كنند و شيرخوارگان آلماني و فرانسوي از آغاز لهجه هاي متفاوت دارند و بر حروف معيني تأكيد مي كنند. نوزاد بلافاصله پس از تولد مي تواند صداي مادرش را تشخيص دهد زيرا در زهدان مادر آموخته كه آن را تشخيص دهد. در چهار ماهگي مي تواند نام خود و پس از چندي كلمات «مامان» و «بابا» را بشناسد. نوزاد در پايان يك سالگي مي تواند نه تنها تمامي صداهاي مربوط به زبان را تشخيص دهد بلكه مي تواند زبان مادري را از زبان بيگانه تميز دهد. او متوجه مي شود كه يك كلمه كجا آغاز و كجا پايان مي يابد و معناي حدود 60 كلمه را مي فهمد. به نظر مي رسد كه از همان آغاز تولد ، نوزاد «زبان» را توسط نيمه چپ مغز مي آموزد. تمامي شواهد نشان مي دهد كه كودكان و شيرخوارگان بسيار بيش از آنچه بزرگسالان حدس مي زنند، مي دانند و مي توانند. يك نوزاد پيش از آنكه نخستين كلمه را بر زبان آورد، كلي پژوهش و آزمايش پيچيده انجام مي دهد! نوزادان تنها با تقليد والدين خود نيست كه ياد مي گيرند، بلكه جهان را مانند دانشمندان كوچكي به سرعت و با مهارت فتح كرده و هر روز عالم جديدي را كشف مي كنند.

در عين حال آنان چاره ديگري ندارند، چرا كه در نخست همه چيز را به مثابه هرج و مرج در پيرامون خود مي بينند: يك گنجه، يك بوسه، يك «نه!». هر چيزي، هر وضعيتي و هر كلمه اي نو و منحصر به فرد است. براي غلبه بر اين آشفتگي و ارتباط دادن هر آنچه در پيرامون هست به يك قدرت فكري بسيار بالا نياز است: گنجه جزو اثاثيه خانه است كه درهايش باز مي شود و مي توان در آن لباس گذاشت. يك «نه!» يعني وجود مرزي كه مي تواند مانع از پرت شدن از پله ها باشد! والدين نمي توانند تصور كنند كه نوزادانشان هر روز چه توانايي انتزاعي فوق العاده اي از خود نشان مي دهند. يك كودك يك ساله مي تواند سگ و گربه و مرغ را از هم تميز دهد. در هفت ماهگي كه نشستن مي آموزد مي تواند طبقه بندي هاي كلي تر در مورد اثاثيه خانه، حيوانات و اتومبيل انجام دهد. در همان زمان شروع مي كند به شناخت جمله سازي. براي مثال مي داند كه: «علي شيريني خورد» درست است و نه «علي خورد شيريني». در زبان هايي كه مانند آلماني حرف تعريف دارند، نوزاد نه تنها انواع حرف تعريف را تشخيص مي دهد بلكه قيد مانند «بالا» و «پايين» را مي تواند بفهمد. تحقيقات نشان مي دهد كه كودك پيش از آنكه زبان به سخن بگشايد، خود را به اصول اوليه دستور زبان مجهز مي كند! نوزاد مرتب در حال ارزيابي هر آن چيزي است كه مي شنود، مي بيند و يا احساس مي كند و آنگاه آنها را براساس احتمالات طبقه بندي مي كند: كلماتي كه اغلب تكرار مي شوند، پس بايد مهم باشند! كلماتي كه با هم مي آيند، مانند صفت و موصوف، به نوعي به هم تعلق دارند. درست مانند يك كيمياگر كه مرتب مواد را با هم تركيب مي كند و فقط چيزي را نگه مي دارد كه آزمايش شده است، كودكان نيز تنها چيزهايي را به خاطر مي سپارند كه مغزشان آن را ارزشيابي كرده باشد.

ولي دانشمندان اينها را از كجا مي دانند؟ ممكن است آنها متدهاي علمي ارزشمندي داشته باشند ولي آنان كه نمي توانند بدانند در كله نوزاد چه مي گذرد! مطمئنا دانشمندان از آنچه در درون يك نوزاد مي گذرد هرگز مطلع نخواهند شد. ولي همين تحقيقات در آزمايشگاه هايي صورت مي گيرد كه با عكس و فيلم و نمايش و نور و حركت و شيئي، فعاليت مغزي و كوچكترين حركت و نگاه نوزادان توسط كارشناسان مغز و روان شناسان ثبت مي شود.

اين همه به برنامه ژنتيك انسان باز مي گردد كه از دهها هزار سال پيش در هر كودك سالمي در كمال اطمينان عمل مي كند. بر همين اساس است كه انسان هيچ خاطره اي از سه سال و نيم آغاز زندگيش به ياد نمي آورد. تا اين سن هنوز حافظه انسان براي يادسپاري طولاني و آگاهانه به كار نيفتاده است. نوزادان تنها از پس مسائل كوچك و در عين حال اساسي بر مي آيند. آنها چهره هاي نزديكان را باز مي شناسند و نسبتا خوب به ياد مي آورند كه اگر از ته دل جيغ بزنند، بلافاصله كسي به سراغشان مي آيد! ولي ژن به تنهايي از يك كودك، برنده نوبل علمي و يا كاهل نمي سازد. دانشمندان معتقدند كه همواره اين محيط است كه بر روي تكوين اطلاعات ژنتيك تأثير مي گذارد. اگر نوزادي از عصر حجر به جاي اين كه در غار بزرگ شود، به دنياي ما منتقل شود و با كتاب و كامپيوتر و اسباب بازي هاي الكترونيك رشد كند، آنگاه درست مانند ما بزرگ خواهد شد. ساختار ژنتيك انسان در چند ده هزار سال اخير تغييرات نازلي داشته است.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)